واژه جو

خرده نگری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خرده نگری . [ خ ُ دَ / دِ ن ِ گ َ ] (حامص مرکب ) کوتاه نظری . چشم تنگی . تنگ چشمی . کم بینی . اندک بینی . (یادداشت بخط مؤلف ): و با او در این باب مناظره میکردند و آن مرد با ایشان مُکاسبی و خرده نگری میکرد و ایشان زمان زمان متعرض می شدند و جوزهای او را برمی گرفتند. (تاریخ قم ص ٧٢).

معنی خرده نگری | واژه جو