واژه جو

خرده کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خرده کردن . [ خ ُ دَ / دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بقطعات ریز تبدیل کردن . ♦ خرده کردن پول ؛ پولی را به واحدهای کوچک تبدیل کردن . پول خرد کردن .

معنی خرده کردن | واژه جو