واژه جو

خردوخمیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خرد و خمیر. [ خ ُ دُ خ َ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب )ریزه ریزه . سخت خرد. خرد و خاکشی . قطعات ریزه ریزه .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی خردوخمیر | واژه جو