واژه جو

خردپرورد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خردپرورد. [ خ ِ رَ پ َرْ وَ ] (ن مف مرکب ) کسی که عقل و دانش مربی وی باشد : گر پدر دعوی خدایی کرد من خدادوستم خردپرورد. نظامی . ◄ آن مفهوم یا آن چیز که خرد و عقل آدمی آنرا پرورده باشد : این سخن را که شد خردپرورد بر دعای تو ختم خواهم کرد. نظامی .

معنی خردپرورد | واژه جو