خرسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرسی . [ خ ُ سی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب بخراسان . خراسانی . (از منتهی الارب ).
خرسی . [ خ ُ سا ](ع ص ) آنکه بانگ نکند از شتران . (از منتهی الارب ).
خرسی . [ خ ُ ] (اِخ ) نام خاندانی بوده است . (از انساب سمعانی ).