خرطبع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ. طَ) [ فا - ع. ] (ص.) احمق، گول.واژه قبلی: خرشادواژه بعدی: خرطوم