خرف شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرف شدن . [ خ َ رِ / خ ِ رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) پیر و بی عقل شدن . ◄ مبهوت و متحیر شدن : نه پیر خوانی ویحک همی تو کیوان را خرف شده ست از او هیچ نیک و بد مشمر. مسعودسعد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرف شدن . [ خ َ رِ / خ ِ رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) پیر و بی عقل شدن . ◄ مبهوت و متحیر شدن : نه پیر خوانی ویحک همی تو کیوان را خرف شده ست از او هیچ نیک و بد مشمر. مسعودسعد.