خرفت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خِ رِ) (ص.) (عا.)<BR>۱- ابله، نادان.<BR>۲- کندذهن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خِ رِ) (ص.) (عا.) ۱- ابله، نادان. ۲- کندذهن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرفت . [ خ ِ رِ ] (از ع، ص ) کندفهم . کندذهن . (یادداشت بخط مؤلف ). کودن . بیحس . مبهوت . ازکاررفته . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
پیر، سالخورده، کهنسال (متضاد: خردسال، برنا، جوان) پخمه، حواسپرت، خرف، بیهوشوحواس، کمحواس، کندذهن، کمهوش، کودن، منگ، ابله