واژه جو

خرفهم کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خرفهم کردن . [ خ َ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نیک و روشن و مکرر گفتن مطلبی بکند و دیرفهمی . سخت روشن و عوام فهم گفتن تا کودنی دریابد. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خرفهم کردن | واژه جو