خرم آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرم آباد. [ خ ُرْ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش روانسر شهرستان سنندج واقع در هفت یا نه هزارگزی جنوب روانسر و ٢ الی سه هزارگزی باختر راه اتومبیل رو کرمانشاه به روانسر. این ده در جلگه واقع و سردسیر است . آب آن از سراب جاورود و محصول آن غلات و چغندرقند و پنبه و لبنیات و صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . در این ناحیه در تابستانها می توان اتومبیل برد. این ده در دو قسمت واقع شده که بفاصله ٔدوکیلومتری از یکدیگر قرار دارند و به خرم آباد بالا و پایین مشهورند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
خرم آباد. [ خ ُرْ رَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان رزقچای بخش نوبران شهرستان ساوه، واقع در ٩هزارگزی جنوب نوبران و ٦هزارگزی راه عمومی . این دهکده سردسیر است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات آبی و دیمی و بادام و گردو و میوه و بنشن . شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و جاجیم بافی . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
خرم آباد. [ خ ُرْ رَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان طارم بالای بخش سیروان شهرستان زنجان، واقع در ٤٢هزارگزی شمال باختری سیروان و ٢هزارگزی راه مالرو عمومی . کوهستانی و معتدل است . آب از قنات و رودخانه ٔ شاهنشین . محصول آن غلات، پنبه، انار، گردو و ماش . شغل اهالی زراعت، گله داری و مکاری و گلیم و جاجیم بافی .راه آن مالرو است . معدن نمک در شمال ده واقع است ولی استخراج نمیشود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).