خرنبل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرنبل . [ خ َ رَم ْ ب َ ] (ع ص، اِ) زن گول . ◄ عجوزه ٔ فانی . (منتهی الارب ). ج، خَرابِل . ◄ الفی و آن گیاهی است دارویی . (یادداشت بخط مؤلف ). و به جنگل شناسی ساعی ص ٢٧٨ رجوع شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرنبل . [ خ َ رَم ْ ب َ ] (ع ص، اِ) زن گول . ◄ عجوزه ٔ فانی . (منتهی الارب ). ج، خَرابِل . ◄ الفی و آن گیاهی است دارویی . (یادداشت بخط مؤلف ). و به جنگل شناسی ساعی ص ٢٧٨ رجوع شود.