خروس خوان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. خا) (اِمر.) هنگام سحر (زمانی که خروس میخواند).مترادفها و واژههای مرتبطسحرگاه، بامداد، پگاه، سحر، سپیدهدم، فجر، فلقواژه قبلی: خروس بازیواژه بعدی: خروس کولی