خروشان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص فا.) فریادکنان، نالان.مترادفها و واژههای مرتبطزاریکنان، غلغلهکنان، خروشنده، غوغاکنان، فریادکنان، نالانپرخروش، پرتلاطم، متلاطم ≠ آرامواژه قبلی: خروشواژه بعدی: خروشیدن