خرگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرگ . [ خ َ رَ ] (اِ) نامی است که در حوالی لار و بندرعباس به استبرق دهند. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به استبرق شود. ◄ چغاله و نارسیده ٔ شفتالو (لغت محلی شوشتر). ◄ هر چیز نارسیده که در آن عفوصتی باشد (لغت محلی شوشتر). ♦ خرماخرگ ؛ نوعی خرماست که رطب نیست و خشک گونه می باشد. (یادداشت بخط مؤلف ).
خرگ . [ خ َ ] (اِ) کرک گیاه . (یادداشت بخط مؤلف ).