خرگاه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ) (اِمر.) خیمه بزرگ، سراپرده.مترادفها و واژههای مرتبطچادر، خیمه، سراپرده، خرگهاردوگاه، لشکرگاهواژه قبلی: خرکیواژه بعدی: خرگه