خریدار شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خریدار شدن . [ خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) میل بخرید چیزی کردن . موافق خرید چیزی شدن . ◄ طالب شدن . موافق شدن . علاقه مند شدن . (یادداشت بخط مؤلف ) : ز رومی سخنها چو بشنید فور خریدار شد رزم او را به سور. فردوسی .