خریدگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خریدگر. [ خ َ گ َ ] (ص مرکب ) خریدار. (یادداشت بخط مؤلف ): الشور؛ انگبین رفتن و عرضه کردن ستور بر خریدگر. (تاج المصادر بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خریدگر. [ خ َ گ َ ] (ص مرکب ) خریدار. (یادداشت بخط مؤلف ): الشور؛ انگبین رفتن و عرضه کردن ستور بر خریدگر. (تاج المصادر بیهقی ).