خریش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خریش . [ خ َ ] (اِ) خنده ریش . (ناظم الاطباء). خنده خریش .(یادداشت بخط مؤلف ). خنده ای که از روی تمسخر و استهزاء و فسوس بود. (برهان قاطع). ◄ کسی که از روی استهزا بر وی خنده کنند. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). ◄ خراش . برداشتگی پوست از بدن . ◄ (نف ) خراشنده . چیزی که می خراشد. ◄ کدبانو. خاتون خانه . (ناظم الاطباء).
خریش . [ خ ُ ] (اِ) پادشاه . ◄ بزرگ . ◄ کدخدا. ◄ کدبانوی خانه . (ناظم الاطباء).