خریش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِ.) ریشخند، استهزا.(خَ) (اِ.) خراش.واژه قبلی: خریرواژه بعدی: خریشیدن