خریص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خریص . [ خ َ ] (ع ص، اِ) آب سرد. ◄ آب گردآمده ٔ در پهنای خرمابن و جز آن . ◄ آگنده . پر. ◄ حوض فراخ مانندی که در آن آب ریزد. ◄ کرانه ٔ جوی . ◄ آداک دریا. ◄ خلیج دریا. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).
خریص . [ خ َ ] (ع ص ) خارص . خَرِص . نعت است از خَرَص . (از منتهی الارب ). رجوع به خَرَص شود.