خریم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خریم . [خ ُ رَ ] (اِخ ) ابن ایمن صحابی بود. (منتهی الارب ).
خریم . [ خ َ ] (ع ص ) بی باک . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).
خریم . [ خ ُ رَ ] (اِخ ) نام آبی است در نزدیکی قادسیه . (از معجم البلدان یاقوت ).