خزاعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزاعی . [ خ ُ ] (اِخ ) محمدبن واثق خزاعی . یکی از کسانی بود که به ابوالفضل جعفربن معتصم بن هرون الرشید مهدی بیعت کرد. (تاریخ گزیده چ لیدن ص ٣٢٣).
خزاعی . [ خ ُ ] (اِخ ) حمزةبن مالک خزاعی .او از شجعان و جنگجویان عرب به زمان هادی عباسی است . در جزیره به زمان هادی قیام کرد و عامل جزیره با لشکری بجنگ او رفت بین آن دو در نزدیکی موصل جنگ درگرفت و سرانجام عامل جزیره از او شکست یافت و اموالش بغنیمت رفت . براثر این فتح کار او بالا گرفت تا آنکه دو مرد بنزد او آمدند و با او چندی مصاحبت کردند و بعد او را کشتند. (از قاموس الاعلام زرکلی ج ١ ص ٢٧٤).
خزاعی . [ خ ُ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن خلف از کاتبان ابوبکر بود در مدینه . (از تاریخ گزیده چ لیدن ص ١٨٥).