خزاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزاق . [خ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش قمصر شهرستان کاشان، واقع در ١٥ هزارگزی شمال باختری کاشان و یک هزارگزی شمال باختری کاشان و یک هزارگزی باختر شوسه ٔ کاشان قم . این ده در دامنه ٔ کوه قرار دارد با آب وهوای معتدل . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات وپنبه و تنباکو و میوه . شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان قالی بافی . برج خرابه شاه میرزا از آثار قدیم آنجاست . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).
خزاق . [ خ َ ] (اِخ ) اسم موضعی است در بلاد عرب : برمل خزاق اسلمه الصریم . (از معجم البلدان یاقوت ).
خزاق . [ خ َ ق ِ ] (ع ص ) در عربی «یا خزاق !» می گویند و آن دشنام است از خزق که به معنی سرگین افکندن باشد. (منتهی الارب ). ◄ سرگین انداز. (ناظم الاطباء).