خزاما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزاما. [ خ َ ] (اِ) خیری صحرائی و آن رستنی باشد که به شیرازی اردانه گویند. اگر زن قدری از آن بر دارد آبستن شود . (برهان قاطع). خزامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزاما. [ خ َ ] (اِ) خیری صحرائی و آن رستنی باشد که به شیرازی اردانه گویند. اگر زن قدری از آن بر دارد آبستن شود . (برهان قاطع). خزامی .