خزانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزانی . [ خ َ ] (ص نسبی ) منسوب به خزان و پائیز. (ناظم الاطباء) (یادداشت بخط مؤلف ) : آب انگور خزانی را خوردن گاه است . منوچهری . منزل فانی است قرارش مبین باد خزانی است بهارش مبین . نظامی . کدام باد بهاری وزید در آفاق که باز در عقبش نکبت خزانی نیست . سعدی .