خزرج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزرج . [ خ َ رَ ] (اِخ ) ابن علی بن العباس از صوفیان بود. رجوع به ابوطالب صوفی شود.
خزرج . [ خ َ رَ ] (ع اِ) باد سرد. ◄ باد جنوب . ◄ شیر بیشه .(منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد).
خزرج . [ خ َ رَ ] (اِخ ) نام قبیله ای است از انصار، این قبیله و قبیله اوس هر دو در مدینه زندگانی می کرده اند و از انصار بوده اند. (از انساب سمعانی ). رجوع به تاریخ گزیده ص ١٣٦، ١٤٢، ٢١٦، ٢٢٤، ٢٢٦ و عقدالفرید ج ١ ص ٩٢ و ج ٢ ص ٦٣ و ج ٥ ص ١٥٣ و امتاع ص ٣١ و ٣٢ شود.