خزری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزری . [ خ َ زَ ] (ص نسبی ) منسوب به خزران که نام ملکی است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). منسوب به دربند خزران . (از انساب سمعانی ) : بخاری و خزری وگیلی و کرد بنان پاره هر چار هستند خرد. نظامی .
خزری . [ خ َ زَ ] (ع اِ) دستارها از ابریشم غاژ کرده . (از منتهی الارب ).
خزری . [ خ َ زَ ] (اِ) در قفقاز باد سرد که از شمال وزد. مقابل گیله باد که باد جنوب است و از جنوب وزد. (یادداشت بخط مؤلف ).