خزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- اندوختن مال.<BR>۲- پوشیده داشتن راز.<BR>۳- نگهداری زبان از سخن گفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- اندوختن مال. ۲- پوشیده داشتن راز. ۳- نگهداری زبان از سخن گفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزن . [ خ َ زَ ] (ع مص ) متغیر گردیدن و بوی گرفتن گوشت . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ).
خزن . [ خ َ ] (ع مص ) جمع کردن مال و بگنجینه نهادن او. ◄ نگاه داشتن راز را و پنهان کردن آن . ◄ گنده شدن گوشت . (تاج المصادر بیهقی ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). متغیر شدن گوشت و بوی گرفتن آن . (منتهی الارب ).