واژه جو

خزوک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(خَ) (اِ.) خبزدو؛ سرگین غلطان.<br>

فرهنگ فارسی معین

(خَ) (اِ.) خبزدو؛ سرگین غلطان.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خزوک . [ خ َ ] (اِ) سرگین گردانک را گویند و به عربی جعل خوانند. (برهان قاطع). خبزدوک . (از حاشیه ٔ دکتر معین بر برهان قاطع).

معنی خزوک | واژه جو