خزک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزک . [ خ َ زَ ] (ع مص ) ستیهیدن . (از تاج العروس )(از لسان العرب ) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
خزک . [ خ َ زَ ] (اِ مصغر) خزنده ٔ کوچک . ♦ گوش خزک ؛ جانوری است کوچک که معروف است چون به گوش رود موجب کری میشود.