واژه جو

خس کشی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خس کشی کردن . [ خ َ ک َ /ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حمل خاشاک و خاکروبه کردن . پاک و صاف کردن چیزی را از خس . (آنندراج ) : خس کشی می کرد پیش اسپش از میدان صبا او چو نگرفتش بتک خس خاک روبان گشت باز. امیرخسرو (از آنندراج ).

معنی خس کشی کردن | واژه جو