خساسه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خساسه . [ خ َ س َ ] (ع اِمص ) فرومایگی .(منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد).
خساسه . [ خ َس َ ] (ع مص ) خسیس شدن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از لسان العرب ) (از مصادر زوزنی ). ◄ حقیر شدن . خوار شدن . (از مصادر زوزنی ). ◄ ناکس شدن . فرومایه شدن . (دهار).
خساسه . [ خ ُ س َ ] (ع اِ) آنچه اسب به وی تعلل کند. (منتهی الارب ). ◄ مال اندک . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). ◄ اسب دوانی . (از ناظم الاطباء).