خستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ تَ) [ په. ] ۱- (مص م.) مجروح کردن. ۲- (مص ل.) آزرده شدن.مترادفها و واژههای مرتبطآزردن، جریحهدار کردن، زخم زدنقرح، مجروح کردنمجروح شدن، زخمی شدنواژه قبلی: خسترواژه بعدی: خسته