خسف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- ناپدید کردن. ۲- به زمین فرو شدن.واژه قبلی: خسرویواژه بعدی: خسودن