خسیس بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آب از دستش نچکیدن، ارزن از دستش نریختن کم دادن، در تنگی گذاشتن، مضایقه کردن، صرفهجویی کردن، خودخواه بودن انبار کردن، استفاده نکردن، نگهداشتن، نگهداری کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آب از دستش نچکیدن، ارزن از دستش نریختن کم دادن، در تنگی گذاشتن، مضایقه کردن، صرفهجویی کردن، خودخواه بودن انبار کردن، استفاده نکردن، نگهداشتن، نگهداری کردن