خشاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشاف . [ خ ُ ] (اِخ ) نام موضعی است . (منتهی الارب ).
خشاف . [ خ ُ ] (معرب، ص ) خوشاب و معرب آن است . (یادداشت بخط مؤلف ).
خشاف . [ خ َش ْ شا ] (اِخ ) نام پدرفاطمة تابعیه و نام جدّ زمُل صحابی ابن عمرو است . ♦ ام خشاف ؛ بلا و سختی . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).