خشای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشای . [ خ ُ ] (نف مرکب ) خوش آینده . خوش کننده . (برهان قاطع) : خشای شهریار مشرق شمس الدین علی خسروی ظالم کش عاجزخشای . حکیم نزاری (ازجهانگیری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشای . [ خ ُ ] (نف مرکب ) خوش آینده . خوش کننده . (برهان قاطع) : خشای شهریار مشرق شمس الدین علی خسروی ظالم کش عاجزخشای . حکیم نزاری (ازجهانگیری ).