خشخشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشخشه . [ خ َ خ َ ش َ / ش ِ ] (اِ صوت ) بانگ کاغذ و جامه ٔ نو و آواز سلاح و آواز کردن هر چیز خشک از افتادن چیزی بر آن و درآمدن در چیزی .(آنندراج ) (از دهار) (از غیاث اللغات ) : خشخشه ز آواز یخ ما جور در سقراق نو خوشتر از بغداد و مافیها و قدسبق البیان . (از کتاب ترجمه ٔ محاسن اصفهان ).