خشن پوشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشن پوشیدن . [ خ َ ش َ دَ ] (مص مرکب ) پوشیدن خشن [ که نوعی پارچه است ] . (یادداشت بخط مؤلف ) : همه دل گوهر و رخ کرده حلی وار چو تیغ تن خشن پوش چو سوهان بخراسان یابم . خاقانی . ◄ کنایه از منافق بودن و نفاق کردن . (از انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).