خشن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(خَ ش) [ ع. ] (ص.) ۱- درشت، زبر. ۲- تندخو، نامهربان.
(خَ شَ) (ص.) ۱- مرغابی ای بزرگ تیره رنگ و سفید سر. ۲- بازی که نه سفید باشد نه سیاه.
(~.) گیاهی است از انواع بوریا که از آن جامه بافند و درویشان پوشند.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(خَ ش) [ ع. ] (ص.) ۱- درشت، زبر. ۲- تندخو، نامهربان.
(خَ شَ) (ص.) ۱- مرغابی ای بزرگ تیره رنگ و سفید سر. ۲- بازی که نه سفید باشد نه سیاه.
(~.) گیاهی است از انواع بوریا که از آن جامه بافند و درویشان پوشند.