خشک خوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشک خوی . [ خ ُ ] (ص مرکب ) بدخوی، متکبر. (یادداشت بخط مؤلف ) : و بدخوی و متکبر و خشک خوی و جلد باشند و صناعتها خوب کنند و بسیارخواب نباشند.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشک خوی . [ خ ُ ] (ص مرکب ) بدخوی، متکبر. (یادداشت بخط مؤلف ) : و بدخوی و متکبر و خشک خوی و جلد باشند و صناعتها خوب کنند و بسیارخواب نباشند.