خشک دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشک دست . [ خ ُ دَ ] (ص مرکب ) آنکه دست بی حرکت دارد، اَشَل ّ. شَلاّء. اَعسَم . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ ممسک . بخیل . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (یادداشت بخط مؤلف ) : جهان کز آب کرم بحر بود برگردید ز دست بخل تو ای خشک دست تردامن . شریف تبریزی (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی