خشک شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بیآبشدن خشکیدن، بیطراوت شدن رطوبتاز دست دادن، بینم شدن قطع شدن (ترشحو) بیسبزه و گیاه شدن، برهوت شدن کرخت شدن، بیحس شدن بیحرکت شدن، بیتحرک شدن منجمد شدن، یخ زدن سخت شدن، سفت شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بیآبشدن خشکیدن، بیطراوت شدن رطوبتاز دست دادن، بینم شدن قطع شدن (ترشحو) بیسبزه و گیاه شدن، برهوت شدن کرخت شدن، بیحس شدن بیحرکت شدن، بیتحرک شدن منجمد شدن، یخ زدن سخت شدن، سفت شدن