واژه جو

خشک پی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خشک پی . [ خ ُ پ َ / پ ِ] (ص مرکب ) مردم نامبارک شوم قدم . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). بدقدم . (یادداشت بخط مؤلف ) : از خشک پیانت نشمارند در این راه در آب نشان بر کف پا آبله ای چند. ظهوری (از آنندراج ).

معنی خشک پی | واژه جو