خشکاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ دَ) (مص م.) خشکانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ دَ) (مص م.) خشکانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشکاندن . [ خ ُ دَ ] (مص )خشک کردن . تجفیف . خشکانیدن . (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
خشک کردن، خشکانیدن پژمرده کردن از بین بردن، نابود کردن