خشکسالی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (حامص.) سال قحطی، سالی که در آن باران نبارد.مترادفها و واژههای مرتبطتنگسالی، جدب، غلا، قحط، قحطسالی، قحطی ≠ ترسالیواژه قبلی: خشکسارواژه بعدی: خشکنان