خشکنانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشکنانه . [ خ ُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نانی را گویند که آن را بی نان خورش خورند. (برهان قاطع) : چون روز گردد می دود از بهر نان و بهر کد تا خشکنانه ٔ او شود از مشتری ترنانه ای . مولوی (از انجمن آرای ناصری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشکنانه . [ خ ُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نانی را گویند که آن را بی نان خورش خورند. (برهان قاطع) : چون روز گردد می دود از بهر نان و بهر کد تا خشکنانه ٔ او شود از مشتری ترنانه ای . مولوی (از انجمن آرای ناصری ).