واژه‌جو

خشکه

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(خُ کِ) (اِ.) ۱- هرچیز خشک. ۲- آردی که سبوس آن را نگرفته باشند. ۳- فولاد. ۴- پلوی بدون روغن. ۵- بهای چیزی به نقد.

معنی خشکه | واژه‌جو