خشکیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانپژمرده، خشکشده، بیطراوت تفتیده، خشک (متضاد: باطراوت) لاغر، استخوانی متحیر، مبهوت، ماتمترادفها و واژههای مرتبطپژمرده، خشکشده، بیطراوتتفتیده، خشک ≠ باطراوتلاغر، استخوانیواژه قبلی: خشکیدنواژه بعدی: خشکمغز