خشکی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پژمردگی، پلاسیدگی، بیآبی، تبخیرشدگی، سوختگی، احتراق خشکسالی، قحطی، کمآبی، بارش کم اقلیم بیابانی، کویر، بر بیابان (برهوت، برهود)، بادیه، زمین لمیزرع، بیابان زمین، خاک [ناخنخشکی، خست] چیز خشک، سبزیخشک، خشکبار
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پژمردگی، پلاسیدگی، بیآبی، تبخیرشدگی، سوختگی، احتراق خشکسالی، قحطی، کمآبی، بارش کم اقلیم بیابانی، کویر، بر بیابان (برهوت، برهود)، بادیه، زمین لمیزرع، بیابان زمین، خاک [ناخنخشکی، خست] چیز خشک، سبزیخشک، خشکبار